الشيخ حسين الحقاني

مقدمهء شارح 7

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

به زحمت به حيات علمى خود ادامه مىداد . و بعد از رضا خان فرزندش محمد رضاى معدوم بجاى او زمام امور مملكت را بدست گرفت و چون هنوز قدرت كافى پيدا نكرده بود روحانيّت سراسر ايران و حوزه‌ها ، تا حدودى نفس كشيدند و به فكر تجديد حيات علمى خود افتادند . در اين مقطع خاصّ زمانى و مكانى ، نياز شديد به تربيت افكار و تحوّل آن بود كه وجود همچون وزنهء علمى و عملى مرحوم طباطبائى نشاط خاصّى به حوزهء علميّهء قم داده بود . در اين زمان فكر طلّاب تنها متوجّه فقه و اصول و كتابهاى فقهى و اصولى آن هم ابواب خاصّى مثل طهارت و صلاة و زكات و . . . نبود بلكه بيشتر متوجّه سير در ابواب فقهى معاملات و سياسات اسلامى و تشكيل حكومت و بحث از ولايت فقيه و مطالعهء مكاتب گوناگون عرضه شده در دنيا و مقايسهء آن با اسلام بود . در حقيقت توجّه به همه جانبه بودن اسلام بود و طلّاب جوان با علم جديد تا حدودى آشنا مىشدند و درصدد برمىآمدند كه اسلام را به سبك روز عرضه كنند . علّامه طباطبائى در نوشته خود از « الميزان » گرفته تا « روش رئاليسم » شيعه در اسلام و « قرآن در اسلام » و ضمن مصاحبه با مشترقين و غير آن خطوط كلّى اسلام را در موضوعات مختلف براى پويندگان به وديعه گذارده است و اگر كسى بخواهد نظر اسلام را راجع به موضوعى پيدا كند مىتواند با خاطر جمعى از گفته‌ها و نوشته‌هاى آن مرحوم استفاده كند . « 1 »

--> ( 1 ) - براى اطلاع بيشتر از تاريخچهء زندگانى و حالات روحى و نفحات قلمى و علمى ايشان خوانندگان مىتوانند به منابع زير مراجعه كنند : « نقباء البشر فى القرون الرّابع عشر » ج 2 ص 645 و ص 646 تأليف مرحوم آغا بزرگ تهرانى « نخستين يادوارهء علّامه طباطبائى » ص 175 و ص 174 ، « يادوارهء مفسّر كبير استاد علّامه طباطبائى صفحات : 120 و 124 و 127 و ص 397 و ص 396 ، « دوّمين يادوارهء علّامه طباطبائى » ص 286 و 285 و مقالهء جامعيّت علّامه طباطبائى ص 187 و مقالهء نگرشى كوتاه به زندگى علّامه طباطبائى « گنجينهء دانشمندان ج 1 ص 179 و 180 ) » و آثار الحجّة ج 2 ص 67 و « ترجمه تفسير الميزان ج 1 ، « مهر تابان تأليف سيد محمد حسين تهرانى ص 12 و ص 40 و ص 44 ، كيهان ويژه نامه دوّمين سالگرد علّامهء طباطبائى شمارهء 12015 - 24 آبان 1362 ش - روزنامه جمهورى اسلامى ويژه‌نامهء سالروز رحلت علّامه طباطبائى - مجلّهء حوزه -